بهاری بو اومه چَمَه گیریه شِه وخته
وَلر و آلوعَه ٬آژهَ ساختِه وختهَ
داس و لِسی پیگه عطا چَموشی دَکَه
خاکه خِسهَ نونو،سوره دشابی هَرده وخته
برگردان به فارسی:
بوی بهار آمد و وقت ییلاق رفتن ما شده.
وقت ساختن ولر و آلوعه وآژه(نوعی خانه چوبی و پرچین و ...) است
عطا داس و چوب دستی و کفش چموش خودت را بپوش
زمان خوردن نان زیر خاک پخته شده و شیره خرمالو وحشی و سوره(نوعی لبنیات مخصوص 1ی ) است
***************
پیر کوکو چمه کو کاش قال و قیله
دلیم روخونه یه سر چمش لوله
چِمیکا خون ویَبه آو نی تول آبهَ
رِباری تول آو امکول اکوله
برگردان به فارسی:
کوکو(فاخته) کوه ما در حال داد و بیداد است
دلم مانند رودخانه ای است که در بالادست آن چشمه اش گل آلود است
از چشمهایم خون بجای اشک آمده آب را گل آلود کرده
آب گل آلود رودخانه موج موج میخورد
***************
الَنزَه خِر گِته شَخ نَم کاره وارِن
الَنزَه کوکو چرا شب و روز کاره نالِن
الَنزَه گِذشته روزگار کوکو ویر اومه
کوکو چِمیکا چرا خون کاره وارِن
برگردان به فارسی:
مه ییلاق النزه را در خود گرفته و باران ریز ریز می بارد
مرغ فاخته ییلاق النزه چرا شب و روز در حال نالیدن است
روزگار گذشته به یاد مرغ فاخته امده است
چرا از چشم های مرغ فاخته خون در حال باریدن است
***************
بی تمی کوجان کی ته عریان آکرده
عطا سوته دلیش بریان آکرده
اشته گناه چه به تشون نبخشه
اشته بیگناه بریان منش حیران آکرده
برگردان به فارسی:
کوه بی تم(نام محل زندگی شاعر) چه کسی ترا عریان کرده است
دل سوخته عطا را برایت بریان کرده است
گناهت چه بود که بر تو نبخشیدند
از بیگناه سوزاندنت من را حیران شده ام
***************
چَمَه کو کا چِرا ایگلَه دار مَندَه نیهَ
خیال کَری ام کو کا دار پِرمَه نیه
اَرَه ماتور اِشته ریشهَ خوبهَ دَسی
چَمه کوکا چِرا دارش هَشته نیه
برگردان به فارسی:
چرا در کوه ما یک درخت باقی نمانده است
فکر میکنی در این کوه هیچ درختی رشد نکرده است
اره موتور(اره های موتوری برای قطع درختان) مقطوع نسل شوی
در کوه ما چرا هیچ درختی را باقی نگذاشته است
***************
سِلَندهَ کو، کی تِه سِبلاک آکردهَ
اِشته دارُ و دچون شون خاک آکردَه
لِلِشک و تبْجَه دارِن ر چه بینهَ
چرا چَوون نام و نشون شون پاک آکردهَ
برگردان به فارسی:
ای کوه لخت چه کسی ترا لخت کرده است
درختان وبوته هایت را باخاک یکسان کرده است
للشک و تبجه دار(نوعی گیاه و درخت محلی) هایت چه شدند
چرا نامها و نشان هایشان را پاک کرده اند
برچسب:
نویسنده: الینا صادقی